تبليغاتX
بستن تبليغات
اس ام اس ها و آف ها و عکس های عاشقانه - اس ام اس و آف عاشقانه 16
 
اس ام اس ها و آف ها و عکس های عاشقانه
 
 
اس اس ام عاشقانه/ جملات و اف های عاشقانه / اس اس ام جدید / اس اس ام و جوک / اس اس ام روز
 

زندگی گرمی دلهای به هم پیوسته ست ، گر در آن دوست نباشد همه درها بسته است

 

 

من از نازت خریدارم نهایت قیمتش جانم ، تو هم ای نازنین یارم به لبخندی بکن شادم

 اس ام اس و آف عاشقانه

 

آنقدر تو زندان دلت شلوغ ميکنم تا منو انفرادي تو قلبت راه بدي

 

 

به تو سپرده بودمش، به هزار و یک امید و امروز برای هزار و یکمین بار دلمو میبرم تا شکستگیشو گچ بگیرم.

 

 

دیابت لباتم، خراب اون چشاتم، عاشق اون صداتم، بادبون کشتیاتم، دیونه ی نگاتم، روانیه اداتم، دیگه جی میخوای ، بخوای نخوای فداتم ...

 

 

من تو شدم تو من شدی ، من تن شدم تو جان شدی ، تا كس نگويد بعد از اين من ديگرم تو ديگری ،

آفاق ها گرديده ام ، بر مهرشان ورزيده ام ، بسيار خوبان ديده ام ، اما تو چيز ديگری

 

 

پيری آن نيست كه بر سر بزند موی سفيد   ،   هر جوانی كه به دل عشق ندارد پير است . 

 

 

ما كه گفتيم مال ياريم ، غير دل چيزی نداريم ، بی شما خزون سرديم ، با شما عند بهاريم 

 

 

من اشك را به خاطر گرميش ، ناله را به خاطر نوايش ، دنيا را به خاطر خدايش و تو را به خاطر قلب

مهربانت ، عاشقانه دوست دارم .

 

 

گر چه از دوریه این فاصله ها مأیوسم   

                                                                             از همین فاصله ی دور تو را میبوسم

 

 

بين گل ها تو گل سرسبدی ،‌ چه كسی گفته عزيزم تو بديی ، تو به خوبی همه جا شهره شدی ، ليلی نيست پيشت عددی 

 

 

کاشکی دنیا واسه یک شب مال من بود...

اون وقت با خوشحالی از دنیام پرتت می کردم بیرون!

 

 

من صفرم (0) ، تو دو (2)

با تو بيستم بي تو نيستم !

 

يه روز مادرم منو نفرين كردو گفت الهي درد بي درمون بگيري

نفرينش گرفتو من عاشق شدم !

 

 

طعنه بر خاريي من اي گل بي خار مزن

من به پاي تو نشستم كه چنين خار شدم...

 اس ام اس

 

آدما از جنس برگند . گاهي سبزند ، گاهي پائيزن و زردند . زمستون ديده نميشن . تابستون سايبون سبزند. آدما خيلي قشنگن . حيف كه هر لحظه يه رنگند ...

 

يادته بهت گفتم كه خشت ديوار دلتم، تو هم منو شكستي

ولي اشكالي نداره، حالا خاك زير پاتم !

 

 

آدم‌های خوب از ياد نميرن . از دل نميرن. از ذهن نميرن. ولی خيلی زودتر از اوني‌که فکرشو بکنی از پيشت ميرن مثل تو ....

   

 

وفاي بي وفايان كرده پيرم برم يار وفا داري بگيرم، اگر يار وفاداري نديدم، سر قبر وفاداري بميرم

با وفا دوستت دارم

 

 

خودمانيم زمين اين همه نامرد نداشت . . .
روزگاري مردم دنيا دلشان درد نداشت

هر كسي غصه ي اينكه چه ميكرد نداشت

چشمه ي سادگي از لطف زمين مي جوشيد

خودمانيم زمين اين همه نامرد نداشت...

 

 

آدما نمي تونن تغيير كنن

رابطه ها نمي تونن عوض بشن

دنيا نمي تونه ثابت بمونه

ولي يه دوست ميتونه تا ابد يه دوست بمونه

دوستت دارم تا ابد

 

 

روزگاري مردم دنيا دلشان درد نداشت

هر كسي غصه ي اينكه چه ميكرد نداشت

چشمه ي سادگي از زمين مي جوشيد

خودمانيم زمين اين همه نامرد نداشت

 

 

تو همون شعر غريبي ، عاشقونه بي فريبي

تو براي دل خوشي هام  ، يه سبد ستاره چيدي

تو همون ناجي عشقي ، تو همون نسيم دريا

كاش برام خبر بياري از طلوع صبح فردا

 

 

ميدوني بزرگ ترين درد دنيا چيه؟

اينه كه بفهمي پناه لحظه هات يه پناه گاه ديگه داره . . .

 

 

آرزو می کنم غم های دلت برن زیر اولین برف زمستونی و دلت سفید و همیشه بدون غم بمونه . . .

 

 

میدونی فرق من با برف چیه؟

برف میادو به زمین میشینه ولی من همین جوری هم به دل میشینم ! مگه نه !!!

 

 

 

  /\-/\

 

(=^+^=)

 

   (\--/)

 

ببخشید پیشی من پریده تو موبایل شما !! آخه تا بحال جیگری مثل تو رو ندیده

 

 

شبي از شبها تو به من گفتي كه شب باش: من كه شب بودم و شب هستم و شب خواهم بود به اميدي كه تو فانوس شب من باشي

 

 

مهر يه چيزيه مهربوني يه چيز ديگه، عشق يه چيزيه عاشق شدن يه چيز ديگه، قلب و دل يه چيزيه اما توي قلب تو جا شدن يه چيز ديگه

 

 

 آسمونتم مي تواني هميشه بارونو تو چشمام ببيني. زمين مال زمين خوارها ،فضا مال فضا پيماها ، فقط تو مال من

 

 

همه زندگي فقط 3روزه : اومدن - بودن - رفتن . من خودم نخواستم بيام ولي خودم مي خوام که باشم اونم فقط به خاطره تو وقتي هم که ديگه نباشي منم ميرم

 

 

 زندگي زيباست زشتي‌هاي آن تقصير ماست، در مسيرش هرچه نازيباست آن تدبير ماست! زندگي آب رواني است روان مي‌گذرد... آنچه تقدير من و توست همان مي‌گذرد

 

 

 مبادا گفته باشي دوستت مي دارم دلت را مي بويم مبادا شعله اي در آن نهان باشد

 

 

 گفتي که دنيا را پر از غم دوست داري پس مطمئن هستم مرا هم دوست داري گفتي نميخواهي ببارم عشق اما شعر غريبي را که گفتم دوست داري

 

 

 باز در كلبه ي عشق عكس تو مرا ابري كرد.عكس تو خنده به لب داشت ولي اشك چشم مرا جاري كرد

 

 

دبير فارسي بودم نامت را اولين غزل از صفحه کتابها مي نهادم اگر دبير جبر بودم عشق مجهول تو را بر قلب معلوم خودم بخش ميکردم تا معادله محبت پديد آيد اگر دبير هندسه بودم ثابت مي کردم که شعاع نگاهت چگونه از مرکز قلبم گذشت

 

 

 روز اول شوخي شوخي جدي شد شوخي ترين جدي عمرم دوست داشتن تو بود و جدي ترين شوخي عمرم از دست دادن تو

 

 

 اس ام اس

 دوستي شايد عشقست که ميسازدو ميسوزد و شايد ترانه ايست که هر دم آوايش در دل جاريست ليکن هر جه هست زيباست

 

 

هيچ وقت با خودت فکر کرده اي که انتهاي اين عشق ها چيست خرد شدن معشوقه هاي بي پروا و کم سو شدن اميدهاي پوشالي و چيزي که آغاز شد بايد پايانش را هم باور داشت.

 

 

من بي تو يک بوسه ي فراموش شده ام؛ يک شعر پر از غلط؛ يک پرنده ي بي آسمان؛ يک نسيم سرگردان؛ يک روياي نا تمام

 

 

 صداي يک بوسه به بلنداي صداي گلوله ي توپ نيست اما انعکاس آن مدت زيادي باقي خواهد ماند؛پس عزيزم مي بوسمت تا صداي عشق من تا مدت ها در قلبت انعکاس داشته باشد

 

 

عشق را بشناس تا شادي را بشناسي . بدون عشق ، شادي وجود ندارد، نمي توانم به تو نشان بدهم که دوستت دارم . زمان اين را نشان خواهد داد

 

 

 آتشي که عشق روشن مي کند بسيار بيشتر از سردي و خاموشي اي است که تنفر به بار مي آورد

و من هرگز نمي توانم کسي را که به او لبخند نزده ام از ته دل دوست داشته باشم

 

 

همانطور که به زيبايي تو خيره شده ام ، با خود مي انديشم ، هرگز فرشته اي را ديده ام که در ارتفاعي چنين پايين پرواز کند

 

 

لذت عشق زماني است که آن را نثار مي کني بيشتر از زماني است که دريافتش مي کني پس بذار من عشقم را نثارت کنم

 

 

هر کدام از ما چون فرشته اي با يک بال است . و تنها زماني قادر به پرواز خواهيم بود که در آغوش هم باشيم

 

 

قسمتي از وجود تو در من رشد کرده و ، تو خواهي ديد ، تو و من براي هميشه ، هرگز از هم جدا نخواهيم شد

 اس ام اس و آف عاشقانه

 

در تو خود را گم مي کنم ، بي تو خود را باز مي يابم و دوباره به دنبال گم شدن

 

 

زندگي را بي عشق سپري کن غم بزرگي است . اما اين تقريبا برابر است با غمي که زندگي را ترک کني بدون اينکه به کسي که عاشقش هستي بگويي که دوستش داريد

 

 

کليد قلب ، زندگي و روح من ... همه در دستان اوست . او مالک آن است فقط بايد کليد را بچرخاند و بگذارد تا با تمامي شور و عشقم او را در بر گيرم

 

 

در صفحه ي شطرنج زندگيم تمام مهره هايم مات مهربانيت شد و من با اسب سفيد قلبم به سوي تو تاختم تا بگويم:شاه دلم دوستت دارم

 

 

با چشمان تو مرا به الماس ستارگان آسمان نيازي نيست اين را به آسمان بگو

 

 

دراين دنيا نكردم من گناهي/ فقط كردم به چشمانت نگاهي/ اگر باشه نگاه من گناهي/ مجازاتم بكن غير از جدايي

 

 

عشق يعني :چون خورشيد،تابيدن بر شب هاي دوست و چون برف ،ذوب شدن بر غم هاي دوست

 

 

 

قفس داران سکوتم را شکستند/دل دائم صبورم را شکستند/به جرم پا به پائي عشق رفتن/پرو بال عبورم را شکستند/مرا از خلوتم بيرون کشيدند/چه بي پروا حضورم را شکستند/تمنا در نگاهم موج مي زد/ولي رويای دورم را شکستند

 اس ام اس و آف عاشقانه

 

صداي پايت خوش آهنگي بود برايم عميقتر از مثنوي سکوتت گوياترين نجواهاي عاشقانه و نگاهت صميمي ترين پيوند

 

 اس ام اس

 

خانه هاي جدول زندگيم را دستان مهربانت يک به يک پر کرد و رمز جدول چنين بود: دوستم بدار

 

 

اگر دو تا بودي مي زاشتمت روي چشمام حالا که يک دونه اي جات هميشه تو قلبمه

 

 

لحظه ديدار نزديك است . باز من ديوانه ام، مستم . باز مي لرزد، دلم، دستم . باز گويي در جهان ديگري هستم

 

 

بر خاک بخواب نازنين،تختي نيست. آواره شدن ,حکايت سختي نيست. از پاکي اشکهاي خود فهميدم . لبخند هميشه راز خوشبختي نيست

 

 

فقط اسمي به جا مانده از آنچه بودم و هستم دلم چون دفترم خالي قلم خشكيده در دستم گره افتاده در كارم به خود كرده گرفتارم به جز در خود فرو رفتن چه راهي پيش رو دارم رفيقان يك به يك رفتند مرا با خود رها كردند همه خود درد من بودند گمان كردم كه همدردند

 اس ام اس و آف عاشقانه

 

مي خواستم برايت هديه اي بفرستم نسيم گفت مرا بفرست تا موهايش را نوازش کنم باران گفت مرا بفرست تا صورتش را بشويم و اشکهايش را پاک کنم ناگهان قلبم گفت مرا بفرست نا دوستش داشته باشم و تو همه وجودم شدي.

 

 

صدايم در برابر صدايت بي صداست، چشمانم در برابر چشمانت نابيناست، خنده هايم در كنار خنده هايت خاليست، پس بدان بي تو هيچم، تنهايم نگذار تا با تو هم آواز شوم

 اس ام اس و آف عاشقانه

 

عاشق و مجنونت شدم .نخونده مهمونت شدم. کلي پريشونت شدم. شمع تو شمدونت شدم .خاک تو گلدونت شدم . خادم دربونت شدم . عمري غزل خونت شدم . شعراي ارزونت شدم اما يه جوري مجنونت شدم.

 

 

از پشت شيشه هاي بزرگ دلتنگي گريه ميكنم و آرزو ميكنم كه كاش براي يك لحظه فقط يك لحظه آغوش گرمت را احساس كنم ، ميخواهم سر روي شانه هاي مهربانت بگذارم تا ديگراز گريه كم نشوم.

 |+| نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم بهمن 1386ساعت 1:17  توسط محمد  | 
 
  بالا